خرید بک لینک
در برابر چشمهای آسمان
ابر را
در برابر چشمهای ابر
باد را
در برابر چشمهای باد
باران را
در برابر چشمهای باران
خاک را
دزدیدند
و سرانجام در برابر همه چشمها
دو چشم زنده را زنده به گور کردند
چشمهایی که دزدها را دیده بود


شیرکو بیکهس
ترجمه از سیدعلی صالحی


برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 17:27

به هزار دلیل دوستت دارمآخرینش می تواندکیف کوچکت باشدبازشده در جوی آبیا وقتی کهگرفته بودی پیشانی ات رالبخند می زدیآخرینش می توانداولین بوسه یمان باشددر آسانسور دانشگاهیا همین تخمه شکستن یواشکیتوی سینما به هزار دلیل دوستت دارمآخرینش می توانددست هایت باشدروی صورت منتا خدا و ابلیساشکهایم را نبین

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 17:27

برای تو فکر میکنمبرای تو حرف میزنمتویی کهفرق از میان پیرهنت باز کردهای دکمههابه دستها خیرهانددستها اوج گرفتهاندو در جنگلی دورماری دور درختش میپیچدحلقه میشودبالا میرودحلقه میشودبالا میرودبرمیگردد به زیر سیگاریبه قبرستانی از فکرهای خاکستری در سرت به جای موهمهمه آوردهایدو ابروی مترادفچشم

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 17:27

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

شهریار

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 17:27

چشم ، زخمی بود بی روی تو بر رخسارهام
سوزن مژگان گرفتم دیده بر هم دوختم


منصف تهرانی

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 17:27

لب از گفتن چنان بستم که گویی
دهان بر چهره زخمی بود و به شد


طالب آملی

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 17:27

شهر بزرگ است تنم ، غم طرفی من طرفی

یک طرفی آبم از او ، یک طرفی نارم از او


مولوی

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 17:27

مراد خسرو از شیرین کناری بود و آغوشی
محبت کار فرهادست و کوه بیستون سفتن

سعدی

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 17:27

زمان آدم ها رو دگرگون میکند اما تصویری را که از آنها داریم ثابت نگه میدارد .
هیچ چیز دردناک تر از این تضاد میان دگرگونی آدمها و ثبات خاطرهها نیست


مارسل پروست
در جستجوی زمان از دست رفته


برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 17:27

به خاک پای عزیزت که عهد نشکستمز من بریدی و با هیچ کس نپیوستم کجا روم که بمیرم بر آستان امیداگر به دامن وصلت نمیرسد دستم شگفت ماندهام از بامداد روز وداعکه برنخاست قیامت چو بی تو بنشستم بلای عشق تو نگذاشت پارسا در پارسیکی منم که ندانم نماز چون بستم نماز کردم و از بیخودی ندانستمکه در خیال تو عقد

برچسب: نویسنده: مهراد شریفی تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 17:27

صفحه بندی